جشن تولد وبلاگم
وایییییی میدونید چی شد
یادم رفته بود سالگرد وبلاگم رو جشن بگیرم 
من خیلی بدم خیلی بد
آخه مگه میشه آدم جای به این مهمی رو فراموش کن ولی میدونید چیه چون روز ۷ تیر سالگرد وبم بود و اون روز هم جمعه بود برای همین یادم رفتم ولی خوب حالا اشکال نداره
این کیک خوشمل برای جشن وبلاگم این رو برای تولد مامانم درست کرده بودم ![]()

توی این مدت که اینجا مینوشتم با خیلی از وبلاگ نویسها مخصوصا دوستای گلم آشنا شدم و از تجربیاتشون استفاده کردم .
امیدوارم منم تجربیات خوبی رو در اختیارشون قرارداده باشم .
من دوست دارم اینجا بیشتر از خوبی های زندگیم بنویسم تا ناراحتی ها ولی خوب بعضی اوقات هم پیش میاد که یه خورده از مشکلاتم مینویسم ولی در هر صورت دوست دارم جای غمناکی نباشه .
به امید اینکه همه بتونن توی وبلاگهاشون از تجربیات خوب و بد زندگیشون بزارن و همه ما از اونها به نحو احسن استفاده کنیم و یاد بگیریم .
همه دوستای گلم رو دوست دارم بیشتر از همه آقا جکی خودم رو 
من و همسری بهمن ماه سال 82 عقد کردیم و بعد از یک سال و نیم نامزد بودن شهریور 84 رفتیم زیر یه سقف و زندگیمون رو شروع کردیم . من متولد 61 و همسری 58 هست . اینجا رو برای این درست کردم تا بتونم خاطرات خوب زندگیمون و همه تلاشهایی که من و همسری برای یه زندگی خوب کشیدیم رو اینجا بنویسم تا هر وقت به اینجا نگاه میکنم بدون که توی زندگیم چه لحظه هایی وجود داشته و قدرش رو بیشتر بدونم . در ضمن اینجا هم از آشپزی هام براتون میزارم .