خبر مهم
سلام دوستای گلم
خدا رو شکر مشکلم خیلی وقته حل شده ولی حسابی سرم شلوغ شده دیگه وقت سر خاروندن ندارم دیگه چه برسه بیام نت و بنویسم .
خدا به ما یه دختر و پسر داده دوقلو هستند الان دیگه ۱۰ ماهشون شده حسابی شیطونن کلی وقتم رو پر کردن دیگه نه به خودم میتونم برسم نه به همسری بیچاره آخه همش یا خونه مامانم هستم و همسری زیاد نمیونه بیاد فقط مواقعی که میرم خونه مادر همسری اون بیشتر میتونه به بچه ها برسه خلاصه این که حسابی مشغولم فقط خواستم بهتون خبر بدم که فعلا نمیتونم بیام و روزمره هام رو بنویسم .
همتون رو دوست دارم از اینکه پیگیر مشکل من بودید ممنون امیدوارم که هیچکس هیچ مشکلی نداشته باشه و همیشه توی زندگی موفق باشه .
به امید اینکه دوباره این وبلاگ مثل روزهای قبل فعال بشه .![]()
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱۹ ساعت 23:41 توسط فائزه
|
من و همسری بهمن ماه سال 82 عقد کردیم و بعد از یک سال و نیم نامزد بودن شهریور 84 رفتیم زیر یه سقف و زندگیمون رو شروع کردیم . من متولد 61 و همسری 58 هست . اینجا رو برای این درست کردم تا بتونم خاطرات خوب زندگیمون و همه تلاشهایی که من و همسری برای یه زندگی خوب کشیدیم رو اینجا بنویسم تا هر وقت به اینجا نگاه میکنم بدون که توی زندگیم چه لحظه هایی وجود داشته و قدرش رو بیشتر بدونم . در ضمن اینجا هم از آشپزی هام براتون میزارم .