|
|
|
|
|
سلام دوستای گلم
خوب دوست عزیزم تارا منو به یه بازی دعوت کرده که اسمش هست ( زندگی ام بدون من ) حالا سوال چیه ؟ بیایید فکر کنید اگر همین الان(خدای نکرده) بفهمید که بیمارید و بنابر نظر علم پزشکی تنها سه ماه برایزندگی در این دنیا فرصت دارید، در این مدت کوتاه سه کارمهمی که حتما انجام میدین چیه؟ (منظورم کارهاییه که به امور دنیوی مربوط میشه نه دعا و عبادت و طلب حلالیت چون به هرحال هرانسان رو به موتی کم و بیش به سراغ این اعمال میره) پاسخ من : باید بگم سعی میکنم روحیه ام رو نبازم و تا اونجا که میتونم به خودم انرژی مثبت بدم اولین کاری که میکنم اینه که با همسریم میرم تمام کشورهایی که دوست دارم بگردم از جمله جاهایی زیارتی و سیاحتی دومین کاری که سعی کنم بیشتر وقتم رو با خانواده ام باشم و با بودن در کنارشون آرامش بگیرم . سومین کار این که از همسرم قول میگیرم و میخوام بعد از مرگ من اگر بچه داشتم سعی کنه ازدواج نکنه و خودش از بچم نگهداری کنه و اونو زیر دست نامادری بزرگ نکنه و همه چیزام برای بچه هام باشه
خوب منم دوستای گلم : طنین بانو - الهه جون جون - سامانتا گلم - شیما جون - ساناز (در گذر زمان ) - سمیرا (رنگین کمان) - بهار جونی - شادی - دوتا آزاده ها - فرانک و بقیه دوستانی که دوست دارن میتونن شرکت کنند .
|
||
|
|
|
|
|
اینم یه بازی دیگه هست ۱۰ تا چیزی که دوست داریم و ۱۰ تا چیز که دوست نداریم . راستش از خیلی چیزها خوشم میاد و از خیلی چیزها هم بدم میاد ولی خوب ۱۰ تاش رو مینویسم . چیزهایی که دوست دارم : ۱- خانواده ام ۸- لباسهای شیک پوشیدن ۹- مو رنگ کردن چیزهایی که دوست ندارم : ۱- دعوا و بحث کردن
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سلام دوستای گلم امروز یه متن خیلی قشنگ اومده بود به ایملم که دوست داشتم شما هم بخونید و یه فیضی ببرید . فرشته يك كودك
كودكي كه آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند فردا مرا به زمين مي فرستي، اما من به اين كوچكي و ناتواني، چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم. خداوند پاسخ داد: از ميان فرشتگان بيشمارم، يكي را براي تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و حامي و مراقب تو خواهد بود. اما كودك كه همچنان مر�`دد بود، ادامه داد: اما اينجا در بهشت من جز خنديدن و آواز و شادي كاري ندارم. خداوند لبخند زد: «فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد، تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود». كودك ادامه داد: (من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند درحالي كه زبان آنها را نمي دانم؟) خداوند او را نوازش كرد و گفت : «فرشته تو زيباترين و شيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني.» كودك با ناراحتي گفت اما اگر بخواهم با تو صحبت كنم؛ چه كنم؟ اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت «فرشته ات دستهاي تو را در كنار هم قرار خواهد داده و به تو مي آموزد كه چگونه دعا كني.» كودك سرش را برگرداند و پرسيد: «شنيده ام كه در زمين انسانهاي بد هم زندگي مي كنند؛ پس چه كسي از من محافظت خواهدكرد؟» فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد حتي اگر به قيمت جانش تمام شود. كودك با نگراني ادامه داد: «اما من هميشه به اين دليل كه نمي توانم تو را ببينم غمگين خواهم بود.» خداوند لبخند زد و گفت: «فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد اگر چه، من هميشه در كنار توهستم.» در آن هنگام بهشت آرام بود اما؛ صدايهايي از زمين بگوش مي رسيد. كودك مي دانست كه به زودي بايد سفر خود را آغاز كند، پس آنگاه سوال آخر را به آرامي از خداوند پرسيد: خداوند او را نوازش كرد و پاسخ داد: « نام فرشته ات اهميتي ندارد ولي مي تواني او را «مادر» صدا كني.»
فاطمه (س) فرمود:«ملازم خدمت او (مادر) باش كه بهشت زير گامهاي مادر است.» |
||
|
|
|
|
|
دوست گلم الهه جون به یه بازی دعوت کرده ( من )
من دختری با پوست گندمی روشن ، چشم و ابروی مشکی ، موهای قهوه ای تیره و خیلی هم چاق نیستم فقط 4 کیلو اضافه وزن دارم . در ضمن زشت هم نیستم ، عینکی هم هستم خیلی دوست دارم چشمام رو عمل کنم و دیگه عینک نزنم . یه خانواده 6 نفری هستیم که 4 تا خواهریم و برادر نداریم و من دختر دوم خانواده هستم و بین ما چهارتا خواهر دو تامون شبیه مامانم و دو تای دیگه شبیه بابام هستند که من شبیه مامانم هستم . از تمیزی خیلی خوشم میاد دوست دارم همیشه همه جا تمیز و مرتب باشه و همه چیز سرجاش در ضمن متولد ماه شهریور هستم . باهوشم و سعی میکنم از اون به نحوه احسن استفاده کنم . سعی میکنم خودم رو با محیط اطراف زود وفق بدم و با آدمها به جوشم ولی نمیدونم چرا دیگران این طور فکر نمیکنند فکر میکنند که من خودم رو میگرم ولی به خدا من اصلا اینجوری نیستم یا ایها الناس به کی بگم من اینجوری نیستم . زود نتیجه میگرم و زودی دیگران رو محاکمه میکنم همیشه این خصوصیت بدم رو همسری بهم میگه و میگه چرا زود قضاوت میکنی در مورد اطرافیان نمیدونم چرا ولی هر کاری میکنم نمیشه . یه خورده مغرورم و حاضر نیستم زود تسلیم بشم و تا اونجا که بتونم حرف خودم رو به کرسی مینشونم که این هم بعضی اوقات باعث دردسرم میشه و دلخوری اطرافیان . کینه ای هستم نمیتونم اون کاری رو که یه نفر در حق من بدی کرده رو به این زودیها فراموش کنم شاید فراموش کنم ولی هر وقت اون شخص رو میبینم یاد اون موضوع می افتم . زود رنج هستم و هر کاری میکنم که بروز ندم نمیشه بالاخره گندش در میاد و حرف دلم رو میزنم . عاشق گلم هر گلی که باشه ولی گل لاله و رز رو خیلی دوست دارم همیشه توی مسیر رفتن به خونه اگر گل فروش ببینم ازش گل میخرم بهم حس آرامش و. شادابی میده . تیپم بد نیست دوست ندارم خیلی جلف باشم سعی میکنم لباسهای شیک در عین حال ساده بپوشم . حرف زور توی کلم نمیره اگر کسی بخواد زور بگه اصلا گوش نمیکنم برام مهم نیست که کی میخواد باشه حتی همسرم . به کارهای هنری از جمله آشپزی و هنرهای دستی خیلی علاقه دارم دوست دارم توی خونم از وسایل تزئینی استفاده کنم از جمله شمع های مختلف . عاشق هدیه گرفتن هستم و البته هدیه دادن دوست دارم همیشه سورپرایز کنم افراد خانواده رو ولی نمیدونم چرا هیچ وقت هیچکس من رو سورپرایز نمیکنه . عاشق مسافرت هستم و تفریح کردن دوست دارم بیشتر توی طبیعت باشم و از فضای آزاد لذت ببرم . عاشق خونه های حیاط دار هستم دوست دارم شده یه خونه کوچک داشته باشم ولی حیاط داشته باشه تا بتونم توش گل و سبزیجات بکارم . از خرید کردن خیلی خوشم میاد اعتقاد دارم الکی نرم و پاساژ ها رو بگردم دوست دارم وقتی میرم قصدم خرید کردن باشه . از توی خونه موندن خیلی بدم میاد دوست دارم همیشه مشغول یه کاری باشم حتی شده برای تفریح و ورزش باشه . از بچه کوچک اصلا خوشم نمیاد مخصوصا وقتی که نوزاده ولی 2 تا 3 ساله که شد دوست دارم چون دیگه اون موقع خوردنیه . همیشه میگم نمیشه بریم یه بچه 3 ساله بیاریم که دیگه از آب و گل در اومده باشه . دوست دارم تا اونجا که میتونم به دیگران کمک کنم چه از نظر مالی چه معنوی . سعی میکنم زحمات پدر و مادر رو تا اونجا که میتونم جبران کنم هر جور که باشه . خیلی هم دوستشون دارم . همسریم رو هم خیلی دوست دارم البته اونم من رو خیلی دوست داره . خیلی زود عصبانی و خشن میشم از مهمونی رفتن خیلی خوشم میاد البته مهمونی دادن رو هم بدم نمیاد البته با خونه فسقلی من مگه چند نفر میشه دعوت کرد و کلی دردسر داره مهمون داری کردن توی خونه کوچیک . زیاد شوخ طبع نیسم خیلی کم پیش میاد . دوست ندارم دیگران رو مورد تمسخر قرار بده و دوست ندارم دیگران من رو هم مورد تمسخر قرار بدن واقعا متنفرم . دوست دارم علاقه ام و محبتم رو به اطرافیان ابراز کنم ولی نمیتونم همیشه با این مورد حتی توی زندگیم مشکل دارم شاید خجالت میکشم از اینکه بخوام قربون صدقه کسی برم . |
||
|
|
|
|
|
بالاخره از کلاس رفتن در رفتم خیلی کیف میده که نری کلاسو بعدش بری خونه مامانت با آقای همسر تماس گرفتم و گفتم نمیرم کلاس اصلا حوصله ندارم موافقی بریم خونه مامانم هی میگفت نه برو کلاست عقب میمونی منم میگفتم نه من تا حالا غیبت نکردم اولیشه بعدش موافقت کرد و رفتیم اونجا .
میخواستم برای اتاق بچه خواهرم فرش بخرم دیشب بالاخره موفق شدیم و رفتیم یه فرش خیلی خوشگل که رنگهای صورتی و بنفش داشت براش خریدم بعدش مامانم گفت امشب براش ببر خوشحال میشه گفتم باشه اول بریم خونه شام بخوریم بعد رفتیمو بعدش زنگ زدم به خواهرم گفت هستی بیداره منتظر شماست .
رفتیم اونجا وای نگو انقدر ذوق کرده بود که وقتی اومد تو راه پله سلام کنه بجای اینکه اسم شوشو رو مهدی صدا کنه گفت سلام عمو داود !
ما رو میگی انقدر خندیدیم که نگو آخه دختر خالم و شوهرش که اسمش داود اونجا بودند بچه بخاطر همین حول شده بود .
میخوام یک سری از مدلهای دختر خانم ها رو بزارم بگید شما جزو کدوم د سته هستید .
۱.مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز وتحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن.
۲.مدل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا ۵۰ سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل
۳.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!
۴.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن
۵.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.
۶.مدل ضد پسر:این مدل یه جورایی همکارمنن همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن
۷.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن
۸.مدل روشنفکر:این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و …
۹.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه |
||
|
|
|
|
|
امروز یه خورده حالم خوب نیست اگر میتونستم امروز رو مرخصی میگرفتم و استراحت میکردم ولی نمیشه چون شنبه رو میخوام مرخصی بگیرم قراره پنج شنبه راه بیفتیم بریم تبریز و شنبه برگردیم آخه بله برون پسرخاله آقای همسره و هم اینکه شب یلدا رو میخوایم با خانواده همسر اونجا باشیم ببینیم مراسم تبریزی ها چطوری . خلاصه اینکه امروز زیاد حال نوشتن ندارم براتون یه چند تا لطیفه میزارم حالشو ببرید تركه سرطان میگیره هركی میاد خونش میگه من ایدز دارم زنش میگه مرد چرا دروغ میگی .میگه میخوام بعد از مرگم كسی بات ازدواج نكنه!! ترکه ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش ميپرسه کتاب چطور بود؟ ترکه ميگه : شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت! کتابدار ميگه: اهه، دفتر تلفن من دست تو چيکار ميکنه؟ يک رشتي با خانمش سوار خط واحد ميشن بعد که مي خواستن پياده شوند شوهرش داد ميزند ميگه زن جان من از جلو دادم تو از عقب ندي (بالهجه رشتي) لره ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميده، بعد از يه مدت دوستاي لره بهش ميگن: ياد گرفته حرف بزنه يا نه؟ لره ميگه: هنوز نه ولي خيلي توجه ميكنه غضنفر میفته داخل چاه داد میزنه کمک یه نفر طناب میندازه پایین غضنفر رو میکشه بالا میبینه مرده بعدا معلوم میشه طناب رو بسته دور گردنش غضنٿر مي گن کي ادم ميشي؟ميگه من اهل اين قرتي بازي ها نيستم ارتباط آهنگ های جدید با احکام: ۱) خوشگلا باید برقصن : امربه معروف ، ۲) ای قشنگترازپریا ، تنها تو کوچه نریا : نهی از منکر، ۳) یه ماچ داد و دمش گرم : اکرام ایتام ، ۴) نمره ۲۰ کلاسو نمی خوام : ایثار روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا اصفهانيه سربازي ميره وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در هستند ميزنه زير گريه وميگه من طاقت دارم بگين چي شده باباش ميگه كره خر چرا ريش تراشوبا خودت برده بودي ترکه مي گن بيا اينجا به انگليسي چي مي شه ؟ ميگه : کام هير. ميگن حالا برو اونجا به انگليسي چي ميشه ؟ ميگه: ميرم اونجا ميگم کام هير. . . !!!! از همه دوستان که اهل هر جا که باشند عذرخواهی میکنم اصلا منظور خاصی نداشتم خوب بالاخره جک دیگه کاریش نمیشه کرد . |
||
|
|
|
|
|
اینم خصوصیاتی که من دوست داشتم همسرداشته باشه:
مشورت کردن ( بیشتر اوقات سعی کردیم در مورد هر مسئله ای مشورت کنیم ولی این رو هم بگم بعضی وقتا اون بدون مشورت با من خیلی کارها رو میکنه که واقعا" از دستش عصبانی میشم )
قول ایستادن ( چی بگم والا من از بدقولی خیلی بدم میاد ولی این آقای ما آخر بدقولی یه وقت فکر نکنین که میزنه زیر قولشو نه حواس پرته ولی سعی میکنه بعدا" جبران کنه )
گل بخره برام ( وای این یکی رو انقدر گفتم که زبونم خار در آورده من عاشق گلم بعضی وقتها میشه که خودم برای خودم گل میخرم و کلی خودمو تحویل میگیرم ولی از حق نگذریم معمولا اگر مناسبتی باشه یه شاخه گل رو میخره )
همکاری در امور منزل ( خداییش خیلی کمک میکنه ولی بعضی اوقات که واقعا احتیاج دارم کمک دستم باشه آقا فرار را بر قرار ترجیح میده مخصوصا مواقعی که من کلی مهمون دارم میره پیش مهمونا میشینه نمیگه خانومی کار داره نداره چی بگم دیگه )
رفیق باز نباشه (اوائل عروسیم چرا کلی دوست و رفیق داشت ولی الان همشون به غیر از 2 تا 3 نفرشون که اونم اگر تلفنی وقت کنند صحبت کنند . من از مردهایی که رفیق باز هستند خیلی بدم میاد )
تو مهمونی ها یادش نره زن داره ( خوشبختانه این یه مورد کمتر فراموش میشه معمولا دوست داره تو مهمونی ها من کنارش باشم )
اهل سورپرایز باشه ( آخ نگو اصلا و ابدا اینجور کار ها رو بلد نیست هر چه قدر هم تو گوشش میخونم اصلا فایده نداره ولی من خیلی اوقات سورپرایزش میکنم )
دست و دلباز باشه و حساب یه قرون دوزار نکنه ( خیلی اقتصادی فکر میکن الکی پول خرج نمیکنه نه میشه گفت خسیسه نه دست و دلباز ولی به موقعش خوب برام خرج میکنه )
مناسبتهای زندگی رو فراموش نکنه( والا معمولا فراموش میکنه ولی من همیشه از چند روز قبلش هی گوشزد میکنم که فلان مناسبته چیکار میکنی چی برام میخری ولی اون مثل همیشه هی چی میزاره چند روز بعد از اون مناسبت کادوش رو میخره منم دیگه قبول نمی کنم
به حلال بودن درآمدش خیلی اهمیت بده (هر دومون خیلی اهمیت میدیم )
دائم بهم بگم دوستم داره (از موقعی که میاد تو خونه هی منو ماچ میکنه میگه انقدر که من تو رو دوست دارم تو هم منو دوست داری من بهش ضد حال میزنم میگم نه اصلا" )
خانواده دوست باشه ( خدا رو شکر این یکی رو هست ولی بیش از اندازه مامان جونش رو دوست داره که خیلی وقتها سر همین مورد باهاش بحث میکردم
سیگاری نباشه(نیست – خوشبختانه هر دومون از دود و دم خیلی بدمون میاد . خدا رو شکر )
بد غذا باشه و وقتی میاد خونه اگه غذا مورد علاقه اش نباشه یا دیر حاضر بشه یه عربده بکشه و با لقد بزنه زیر قابلمه بعدشم بره سر کوچه یه چلو کوبیده بزنه تو رگ .( اصلاْ اینجوری نیست و هر چی که باشه میخوره . تازه وقتی میاد خودش میره براخودش چایی میریزه ، میوه میاره خلاصه اینکه به شکمش بد نمیگزره همیشه میگه شانس آوردی دست پختت خوبه وگرنه ....... منم که از زبونم کم نمیارم و بهش میگم خوب از فردا نشونت میدم دیگه برات غذا درست نمی کنم تا قدر منو بیشتر بدونی )
وای وقتی هم که بهش میگی برو تو آشپزخونه یه غذایی آماده کن دیگه نگو همه چی رو بهم میریزه که خودم پشیمون میشم میگم بیا بشین خودم میرم آماده میکنم .
ولی خداییش خیلی همسر خوبیه خیلی دلسوز و مهربون خداییش تو این دوره زمونه همچین شوهری کم پیدا میشه ولی بعضی اوقات واقعا کفر منو در میاره هر وقت باهاش قهر میکنم میرم خونه مامانم و مامانم میگه : دختر شوهر به این خوبی سالمی دیگه چی میخوای هی ادا و اطوار در میاری . نمی دونم چرا همش از اون دفاع میکنند اونم که زودی خوشحال میشه |
||
|
|
|
|
|
امروز میخوام عشقولانه باشه حال کنید عاشقانه ترین عبارات
مردم در همه جای دنیا عاشق می شوند، از عشق دست می کشند یا در عذاب عشقند. عبارات عاشقانه به شما کمک می کند تا عمیق ترین افکار و احساساتتان را در زمانهایی که کلمات به راحتی بر زبانتان جاری نمی شوند، ابراز کنید. در اینگونه مواقع علیرغم تمام تلاشتان برای پیدا کردن کلمات و جملات، هیچ کلمه ای به ذهنتان نمی رسد. |
||