تبليغاتX
+دل نوشته من
مطبخ خونه

سلام دوستای گلم خوب هستید

راستش این چند روز درگیر کارهای مامانم بودیم خدارو شکر عملش کردن و حالش خیلی خوبه عملش هم با موفقیت انجام شد . امروز قرار هست که مرخصش کنن باید یه یک ماهی رو استراحت کنه و اصلا هیچ کاری انجام نده .

بیچاره خواهر بزرگم که این دو شب همش پیش مامان بود من دیشب میخواستم بمونم که خواهری گفت نمیخواد تو برو به کلاست برس و برو خونه دیگه خسته میشی من خودم امشب هم میمونم دیگه منم رفتم کلاس و شب هم همسری اومد دنبالم رفتیم خونه .

این هفته اصلا هفته خوبی برام نبوده اصلا دل و دماغ هیچی رو ندارم حوصله هیچ کاری رو هم ندارم فقط اومدم یه خبری به شما دوستای گلم بدم و برم بدونید که حالمون خوبه خدا رو شکر فقط برای من دعا کنید تا این حال و هوا زودتر بیام بیرون دلم میخواد همش گریه کنم نمیدونم چیکار باید بکنم .

راستی یادم رفت بگم پنج شنبه که خونه مامانم بودم یه دفعه تصمیم گرفتم موهام رو رنگ کنم آخه هم مامانی و هم خواهری موهاشون رو رنگ کردن منم هوس کردم و منم موهام رو مثل موهای مامانم شرابی کردم خیلی بهم میاد توی مراسم سال پدر بزرگم هر کی میدید می گفت خیلی بهت میاد آخه نیس تا حالا این رنگی نکرده بودم خیلی تغییر کردم و بهم خیلی میاد .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 11:21  توسط فائزه  | 

 

سلام به همگی

امروز حالم نسبتا خوبه 1از دیروز خیلی بهترم آخه دیروز مریض شده بودم و صبح اول وقت یه دل دردی و حالت ..... داشتم که نگو همسری که دید حالم بد بردتم دکتر و آقای دکتر گفتن یه نوع وبروسه ولی من بعید میدونستم یه ویروس باشه آخه شبش یه خورده تخمه خورده بودم فکر کنم اون سر دلم مونده بود و دیروز اصلا رنگ به صورت نداشتم هر کی من رو میدید میگفت دختر پشو برو خونه استراحت کن منم میگفتم دلم نمیخواد توی خونه کسی نیست به دادم برسه حداقل اینجا شما ها هستید .

جمعه هم سال پدر بزرگم هست پدر مامانم واقعا چقدر این یک سال زود گذشت اینگار همین دیروز بود که همه دور هم جمع بودیم وقتی یه بزرگ فامیل از بین ما آدمها میره نمیدونم چرا دیگه اون صمیمت قبل وجود نداره دیگه مثل قدیما دور هم جمع نمیشیم و خوش نمیگذرونیم . درسته اون موقع ها که میرفتیم خونه پدر بزرگم اون اصلا از شلوغی خوشش نمیومد برای همین ما همش میرفتیم خونه داییم آخه بغل دست اونا توی یه واحد دیگه بودن هر وقت دور هم جمع بودیم همه بچه ها اونجا بودن ولی اون روزهای خوب دیگه تموم شد و دیگه هیچ وقت بر نمیگرده و ما باید در حسرت اون روزها باشیم .

خوشبختانه یه خونواده خوب دارم که سعی میکنیم آخر هفته ها دور هم جمع باشیم خواهری با بچه اش که اکثر اوقات خونه مامانه و من فقط آخر هفته وقت میکنم برم اونجا و دور هم باشیم واقعا خیلی کمه دوست داشتم وقت بیشتری داشته باشم و در بینشون باشم .

مامانم قراره یکشنبه دیگه عمل کنه دکترش گفته حتما باید عمل کنی و برای هفته دیگه وقت گرفته دوستای گلم برای مامانم دعا کنید تا عملش به خوبی بگذره بیچاره این مدت خیلی درد کشیده و از خدا میخوام که هر چه زودتر سلامتی رو دوباره بهش بده . خیلی بده که مادر مریض بشه چون دیگه کسی به غیر از اون نیست که بخواد به دادت برسه دیروز که مریض شده بودم دلم نمیخواست بهش بگم تا بعدازظهر تحمل کردم ولی دیدم اگر باهاش صحبت نکنم آروم نمیشم برای همین دیگه موقع رفتن بهش زنگ زدم و اونم یه خورده دلداریم داد و خدا رو شکر امروز خیلی بهترم .

خدا سایه هیچ پدر ومادری رو از سر عزیزانش کم نکنه و اونا رو همیشه صحیح و سلامت نگه داره .

دیروز همسری اومد دنبالم بهش گفته بودم اگر تونست زودی بیاد چون حالم خوب نیست اونم برای اولین بار تونست زود بیاد دنبالم و باهم رفتیم خونه تا رسیدم ولو شدم روی تخت اصلا حال بلند شدن نداشتم دیدم بهترین کار اینکه که یه دوش بگیرم تا حالم جا بیاد و به همسری گفتم برام سوپ درست کنه اونم تاحالا درست نکرده بود هی میپرسید که چیکار کنم چی بریزم خلاصه یه سوپ خوشمزه برای همسر عزیزش درست کرد و نوش جان کردیم خیلی خوشمزه بود دستش درد نکنه آقا جکی خداییش هر وقت مریض بشم خیلی بهم میرسه همش میگه چی برات خوبه برم اون برات بخرم یا چی درست کنم نمیتونه ببینه که جیک جیک مریض میشه قربونت برم من جکی توپلو .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 9:29  توسط فائزه  | 

 

سلام دوستای گلم

شادی جون و ندا جون بابت راهنمایی هاتون ممنون ولی نتیجه موفقیت آمیز نبود نمیدونم شاید برای خشک کردن توت فرنگی بهترین راه همون آفتاب باشه . خودم قبلا پرتقال و سیب رو روی بخاری خشک کردم خیلی خوب شده بود ولی الان که نمیشه بخاری روشن کرد برای همین میخواستم بدونم غیراز آفتاب با ماکروفر و فر چطوری میشه درست کرد که اینم نشد .

ولی در هر حال پیغامهایی که گذاشته بودید خیلی خوب بود و من دو حالت رو امتحان کردم هم توی فر و هم توی ماکروفر خوب نشد بنابراین دیگه بقیه توت فرنگی ها رو حروم نکردم فکر کنم شاید توت فرنگی هاش کوچک بود و به درد این کار نمیخورد ولی تصمیم گرفتم که یه مقدار توت فرنگی درشت بخرم و وقتی رفتم خونه مامانم توی آفتاب خشکش کنم چون خونه ما بالکن نداره و اصلا آفتاب نمیخوره برای همین خونه مامانی بهترین جا هست چون کلی آفتاب داره .

این عکس توت فرنگی ها

                    4

 

دیشب شام کباب ترکی درست کردم خیلی خوشمزه شده بود دستورش رو از یه وبلاگ خوشمزه برداشتم و درست کردم خیلی عالی شده بود و خیلی هم راحت بود .

مواد لازم :

گوشت راسته گوساله : ۲۵۰ گرم

پیاز خرد شده : ۱ عدد

روغن زیتون : ۱ قاشق برای داخل گوشت

روغن مایع : ۲ قاشق

فلفل دلمه ای : ۱ عدد کوچک

قارچ : ۲۰۰ گرم

نمک و فلفل و هر ادویه دیگر به دلخواه

پیاز رنده شده : ۲عدد متوسط

طرز تهیه : ابتدا پیاز رو رنده کرده و آبش رو میگریم و داخل یک ظرف میرزیم بعد گوشت راسته رو ورقه کرده و باریک باریک میبریم و با آب پیاز به مدت ۲ ساعت میخوابونیم تا ترک شود به بهش فلفل و روغن زیتون میزنیم . بعدپیاز رو خلال کرده و فلفل دلمه و قارچ رو هم به صورت ورقه صورت خرد می کنیم و داخل ماهی تابه تفت میدیم زیاد سرخش نمی کنیم 

                 1   

بعد گوشت رو اضافه کرده و شعله گاز رو زیاد می کنیم تا گوشت آب نندازه و ادویه های دلخواه رو میزنیم و گوشت رو کاملا تفت میدهیم تا کاملا پخته شود دیگه اون موقع غذای ما آماده هست میتونید هم ساندویچ درست کنید و هر چی دوست دارید داخلش بزارید و هم اینکه توی بشقاب سرو کنید و هر کس به دلخواه خودش درست کنه .

               2

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/23ساعت 10:16  توسط فائزه  | 

سلام

مطمئنم که روز خوبی رو شروع کردید  چون آخر هفته خوبی داشتیم به من که خیلی خوش گذشت آخه تولد مامانم بود دیگه ... دوستای گلم راهنمایی کردن برای خریدن هدیه برای مامانم ولی هر چی فکر کردیم   دیدیم پولش رو بدیم خیلی بهتره خودش بره هر چی دوست داره بخره. به   خواهر گفته بود که کفش مجلسی میخوام ولی خداییش دیروز رفتم پاشاژ ونک هر چی دیدم نتونستم انتخاب کنم گفتم بهتره پولش رو بدیم خودش بره بخره .

رفتیم و یه دسته گل خیلی خوشگل براش خریدیم .    Mother's Day Vase

دیروز قرار شد خودم کیک درست کنم  با خواهر بزرگم رفتیم توی آشپزخونه و شروع کردیم به کیک درست کردن رفتم مواد اولیه رو خریدم و قرار شد کیک توت فرنگی درست کنیم میخواستم از این کیکهای آماده بخرم ولی نبود برای همین گفتم خودم درست میکنم .  

از شانس بد ما این کیک پز مامانم خراب شده بود و فرشون هم که درش کامل بسته نمیشه  هیچی نتیجه این شد که کیک ما اصلا هیچ پفی نکرد  و فقط پخته شده بود ولی خیلی خوشمزه بود هر کی دید گفت چرا این شکلی منم که انقدر عصبانی شده بود  بهشون گفتم اگر خودتون بلد هستید بیایید درست کنید این خواهرم که  بعد از منه انقدر غر زد که شما بلد نیستید کیک درست کنید چرا خراب می کنید گفتم اگر بلدی خودت پشو درست کن  بالاخره این بابای بیچاره رو فرستاد و رفت کیک آماده خرید و خانم خیلی زحمت کشیدن  و درست کردن نشون به نشون که کیکش درسته پف کرده بود ولی اصلا خوشمزه نبود  در ضمن چون ظرفش با مال من فرق داشت من توی این قابلمه های چدنی درست کردم بخاطر اینکه خواهرم گفت ظرف کیک پز خرابه و کیک بر نمیگرده برای همین توی اون درست کردم و اصلا پف نکرد خلاصه اینکه دیروز ما خواهرها داشتیم باهم کل کل میزاشتیم ولی خداییش خیلی خندیدیم سر همین کیک درست کردن به من میگفت تو رو خدا عکس کیک منم بزار ببینن کدومش بهتره گفتم باشه میزارم ولی بدون کیک من از مال تو خوشمزه تر شده .

مواد لازم کیک توت فرنگی :

تخم مرغ : ۶ عدد

آرد : ۶ قاشق غذاخوری ( معادل ۱۵۰گرم )

شکر : ۶ قاشق غذاخوری ( معادل ۱۵۰ گرم )

وانیل : نصف قاشق چایخوری

طرز تهیه : ابتدا سفیده و زرده تخم مرغ رو جدا کرده در ظرفی میریزیم و سفیده رو با همزن انقدر میزنیم تا پف کرده و از ظرف وقتی بر میگردونیم نریزه بعد زرده و شکر و وانیل رو مخلوط کرده و با همزن میزنیم تا مایع کاملا سفید شود بعد سفید رو به مواد اضافه میکنیم و بعد آرد و یواش یواش میزنیم در ضمن مواد رو زیاد هم نزنید تا پفش نخوابه بعد که کاملا یکدست شد داخل ظرفی که از قبل چرب کردیم میریزم و داخل فر میزاریم در طبقه وسط فر و وقتی که چنگال رو داخل کیک میزنید نباید بهش بچسبه در اون موقع کیک شما آماده هست و میتونید روش رو روشن کرده تا طلایی شود و بعد میزاریم تا کاملا خنک شود .

طرز تهیه : خامه توت فرنگی

سفیده تخم مرغ : ۲ عدد

خامه : ۲۲۵ گرم

خاک قند : ۴ قاشق غذاخوری

توت فرنگی : ۱ لیوان

ابتدا سفید رو جدا میزنیم تا کاملا پف کند در یک ظرف دیگه خامه و خاک کند رو مخلوط می کنیم و بعد سفیده رو بهش اضافه می کنیم و هم میزنیم تا کاملا فرم بگیرد

              

بعد توت فرنگی ها رو خرد کرد به شکل زیر و به مواد اضافه می کنیم

             

 مخلوط حاصله این میشود که میزاریم داخل فریزر به مدت نیم ساعت تا خودش رو بگیرد فقط مراقب باشید که یخ نزنه بعد میتونید هم روی کیک بدید و هم کیک رو از وسط به دو نیم تقسیم می کنیم و وسط کیک رو از مواد خامه میریزیم و میتونید گردوی خرد شده و هر چی که دوست دارید بریزید .            

 

این کیک آماده شده است راستش از مراحل پخت کیک یادم رفت عکس بگیرم واقعا شرمنده دیگه تکرار نمیشه :     

راستی در کنار کیک شیر توت فرنگی هم درست کرده بود که طرز تهیه اش اینه که به اندازه دو نفر مواد لازم داریم :

شیر : یک لیوان

توت فرنگی : یک لیوان

شکر : به میزان دلخواه ( به اندازه ای که شیرین شود )

همه مواد رو داخل مخلوط کن ریخته و انقدر میزنیم تا مواد کاملا یک دستی بشود و میتونید داخل خرده یخ بریزید که خنک هم بشه خیلی عالیه میشه .

اینم عکس کیک خواهرم :

 

 

              

بعد مراسم کیک خوردن و کادو دادن از قبل هم کوکوی تره فرنگی درست کرده بودم که متاسفانه یادم رفت از طرز تهیه اش عکس بگیرم و براتون بزارم که دفعه بعد این کارو حتما میکنم .

بعدش غذا رو آماده کردیم و رفتیم پارک نزدیک خونشون و شام رو اونجا خوردیم تا رسیدیم اونجایی که نشسته بودیم پر از گلهای رز سفید بود که همه رفتیم اونجا و کلی عکس انداختیم و خوش گذروندیم بعدش هم رفتیم با این وسایل ورزشی که توی پارک ها گذاشتن کلی ورزش کردیم همسری میگفتم عزیزم زیاد ورزش نکن دیگه خیلی لاغر میشی .

انقدر هوا خنک بود که نگو دیگه شام رو که خوردیم بعدش هم یه چایی گرم و میوه دیدم هوا خیلی سرد شده و دیگه نمیشه بشینی و داره باد میبرتمون و بنابراین تصمیم گرفتیم که بلندشم و بریم خونه ما رفتیم خواهرم رو رسونیدم خونشون و خودمون هم اومدیم خونمون و گرفتیم خوابیدم .  

در کل آخر هفته خوبی بود آهان یادم رفت بگم صبحش هم همسری رفت و برای صبحانه یه کله پاچه حسابی خرید و زدیم بر بدن خیلی عالی بود کلی حال کردیم . 

خوب دیگه خیلی طولانی شد دیگه بسته برم دنبال کارام

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/21ساعت 9:59  توسط فائزه  | 

کرپ شکلاتی

مواد لازم :

آرد : ۱۲۵ گرم

شیر : ۳/۴ لیوان

شکر : ۵ ق غ

تخم مرغ : ۱ عدد

بکینگ پودر : ۲ قاشق چایخوری

کره آب کرده : ۲ ق غ

طرز تهیه : ابتدا مواد خشک رو مخلوط می کنیم و در یک ظرف دیگر تخم مرغ و شیر و کره رو مخلوط میکنیم و بعد این مواد را به آرد اضافه می کنیم و کم کم هم میزنیم تا کاملا مخلوط شود و یک ماده یک دستی بشود بعد توی یک ماهی تابه نچسب رو با مقدار خیلی کمی کره چرب می کنیم و با یک پیمانه کوچک از مواد داخل ماهی تابه میریزم و اون رو با یک قاشق کاملا پهن می کنیم خیلی نازک هم نشود و میزاریم تا یه حبابهایی روی مواد بوجود بیاد و وقتی دید که مواد رو میشه برگردوند و به ظرف نمی چسبه طرف دیگه رو بر می گردونید تا اون طرف هم بگیره به همین ترتیب باقی مواد رو درست می کنیم .

                         1

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت 10:53  توسط فائزه  | 

خوراک سبزیجات

مواد لازم :

هویج : ۵ عدد بزرگ

قارچ : ۲۵۰ گرم

سیب زمینی : ۲ عدد متوسط

نخود فرنگی : ۱ پیمانه

فلفل دلمه ای : ۱ عدد

رب گوجه فرنگی : ۱ قاشق غذاخوری

نمک و فلفل و ادویه کاری  : به میزان دلخواه

روغن : ۲ قاشق غذاخوری

اول از همه هویج و سیب زمینی رو پوست کنده و خلال نازک می کنیم بعد قارچ رو هم ورقه ورقه کرده و بعد فلفل دلمه ای رو هم خلال نازک می کنیم  و نخود فرنگی ها رو توی قابلمه آب میریزم و میزاریم پخته بشه و توی ماهی تابه روغن رو میزیزم و بعد هویج رو اول تفت میدیم در ماهی تابه رو بزارید تا هویج زودتر پخته شود بعد سیب زمینی رو اضافه کنید و تفت بدید و بعد قارچ و فلفل و در انتها نخود فرنگی رو اضافه می کنیم و ادویه هارو به غذا اضافه می کنیم و میزاریم پخته شود .

              23

رب گوجه رو با نصف لیوان آب مخلوط کرده و به مواد اضافه کنید و بزارید کاملا به خورد سبزیجات برود و یه مقدار کمی آب داخل سبزیجات بمونه دیگه غذای ما آماده شده و میتونید نوش جان کنید .

             4

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت 10:51  توسط فائزه  | 

        سلام دوست جونام خوبید خوشید کم پیدا شدید دیگه به ما سر نمیزنید Kisses

     این چند وقته اصلا حال و روز خوبی نداشتم نمیدونم چرا این چشمهای لعنتیBugging Out من انقدر درد میگیره   دیروز انقدر دیگه کفرم رو در آورده بود که دلم میخواست از کاسه در بیارمشون یه دکتر رفتم گفت مال خستگی و آلودگی حالا میخوام یه دکتر بهترتر برم ببینم آخه این مشکلش چیه که انقدر درد میکنه با هیچ مسکنی هم آروم نمیشه حالا ببینم امروز میتونم برم یا نه .

       راستی فردا تولد مامانمه  Birthday Wishes نمیدونم چی براش بگیرم   Huh? آخه هر چی فکر   میکنم میبینم لباس داره کیف و کفش داره چیزی نمونده که نداشته باشه از شما دوستای گلم میخوام بهم کمک کنید یه همفکری بدید که چی بخرم .

      براتون دو مدل دستور غذا دارم که یکیش غذاست و یکی دیگه اش تقریبا عصرانه Waiter

خوراک سبزیجات

مواد لازم :

هویج : ۵ عدد بزرگ

قارچ : ۲۵۰ گرم

سیب زمینی : ۲ عدد متوسط

نخود فرنگی : ۱ پیمانه

فلفل دلمه ای : ۱ عدد

رب گوجه فرنگی : ۱ قاشق غذاخوری

نمک و فلفل و ادویه کاری  : به میزان دلخواه

روغن : ۲ قاشق غذاخوری

اول از همه هویج و سیب زمینی رو پوست کنده و خلال نازک می کنیم بعد قارچ رو هم ورقه ورقه کرده و بعد فلفل دلمه ای رو هم خلال نازک می کنیم  و نخود فرنگی ها رو توی قابلمه آب میریزم و میزاریم پخته بشه و توی ماهی تابه روغن رو میزیزم و بعد هویج رو اول تفت میدیم در ماهی تابه رو بزارید تا هویج زودتر پخته شود بعد سیب زمینی رو اضافه کنید و تفت بدید و بعد قارچ و فلفل و در انتها نخود فرنگی رو اضافه می کنیم و ادویه هارو به غذا اضافه می کنیم و میزاریم پخته شود .

              23

رب گوجه رو با نصف لیوان آب مخلوط کرده و به مواد اضافه کنید و بزارید کاملا به خورد سبزیجات برود و یه مقدار کمی آب داخل سبزیجات بمونه دیگه غذای ما آماده شده و میتونید سرو کنید .

                4

کرپ شکلاتی

مواد لازم :

آرد : ۱۲۵ گرم

شیر : ۳/۴ لیوان

شکر : ۵ ق غ

تخم مرغ : ۱ عدد

بکینگ پودر : ۲ قاشق چایخوری

کره آب کرده : ۲ ق غ

طرز تهیه : ابتدا مواد خشک رو مخلوط می کنیم و در یک ظرف دیگر تخم مرغ و شیر و کره رو مخلوط میکنیم و بعد این مواد را به آرد اضافه می کنیم و کم کم هم میزنیم تا کاملا مخلوط شود و یک ماده یک دستی بشود بعد توی یک ماهی تابه نچسب رو با مقدار خیلی کمی کره چرب می کنیم و با یک پیمانه کوچک از مواد داخل ماهی تابه میریزم و اون رو با یک قاشق کاملا پهن می کنیم خیلی نازک هم نشود و میزاریم تا یه حبابهایی روی مواد بوجود بیاد و وقتی دید که مواد رو میشه برگردوند و به ظرف نمی چسبه طرف دیگه رو بر می گردونید تا اون طرف هم بگیره به همین ترتیب باقی مواد رو درست می کنیم .

                         1

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/19ساعت 9:57  توسط فائزه  | 

دوست گلم الهه جون به یه بازی دعوت کرده ( من )

 

من دختری  با پوست گندمی روشن ، چشم و ابروی مشکی ، موهای قهوه ای تیره و خیلی هم چاق نیستم فقط 4 کیلو اضافه وزن دارم . در ضمن زشت هم نیستم ، عینکی هم هستم خیلی دوست دارم چشمام رو عمل کنم و دیگه عینک نزنم .   

یه خانواده 6 نفری هستیم که 4 تا خواهریم و برادر نداریم و من دختر دوم خانواده هستم و بین ما چهارتا خواهر دو تامون شبیه مامانم و دو تای دیگه شبیه بابام هستند که من شبیه مامانم هستم .

 

از تمیزی خیلی خوشم میاد دوست دارم همیشه همه جا تمیز و مرتب باشه و همه چیز سرجاش در ضمن متولد ماه شهریور هستم .

باهوشم و سعی میکنم از اون به نحوه احسن استفاده کنم .

سعی میکنم خودم رو با محیط اطراف زود وفق بدم و با آدمها به جوشم ولی نمیدونم چرا دیگران این طور فکر نمیکنند فکر میکنند که من خودم رو میگرم  ولی به خدا من اصلا اینجوری نیستم یا ایها الناس به کی بگم من اینجوری نیستم .

زود نتیجه میگرم و زودی دیگران رو محاکمه میکنم همیشه این خصوصیت بدم رو همسری بهم میگه   و میگه چرا زود قضاوت میکنی در مورد اطرافیان نمیدونم چرا ولی هر کاری میکنم نمیشه .

یه  خورده مغرورم و حاضر نیستم زود تسلیم بشم و تا اونجا که بتونم حرف خودم رو به کرسی مینشونم که این هم بعضی اوقات باعث دردسرم میشه و دلخوری اطرافیان .

کینه ای هستم نمیتونم اون کاری رو که یه نفر در حق من بدی کرده  رو به این زودیها فراموش کنم شاید فراموش کنم ولی هر وقت اون شخص رو میبینم یاد اون موضوع می افتم .

زود رنج هستم و هر کاری میکنم که بروز ندم نمیشه بالاخره گندش در میاد و حرف دلم رو میزنم .

عاشق گلم هر گلی که باشه ولی گل لاله و رز  رو خیلی دوست دارم همیشه توی مسیر رفتن به خونه اگر گل فروش ببینم ازش گل میخرم بهم حس آرامش و. شادابی میده .

 

تیپم بد نیست دوست ندارم خیلی جلف باشم سعی میکنم لباسهای شیک در عین حال ساده بپوشم .

حرف زور توی کلم نمیره اگر کسی بخواد زور بگه اصلا گوش نمیکنم برام مهم نیست که کی میخواد باشه حتی همسرم .

به کارهای هنری از جمله آشپزی و هنرهای دستی خیلی علاقه دارم دوست دارم توی خونم از وسایل تزئینی استفاده کنم از جمله شمع های مختلف .

عاشق هدیه گرفتن هستم و البته هدیه دادن دوست دارم همیشه سورپرایز کنم افراد خانواده رو ولی نمیدونم چرا هیچ وقت هیچکس من رو سورپرایز نمیکنه .

عاشق مسافرت هستم و تفریح کردن دوست دارم بیشتر توی طبیعت باشم و از فضای آزاد لذت ببرم .

عاشق خونه های حیاط دار هستم دوست دارم شده یه خونه کوچک داشته باشم ولی حیاط داشته باشه تا بتونم توش گل و سبزیجات بکارم .

از خرید کردن خیلی خوشم میاد اعتقاد دارم الکی نرم و پاساژ ها رو بگردم دوست دارم وقتی میرم قصدم خرید کردن باشه .

از توی خونه موندن خیلی بدم میاد دوست دارم همیشه مشغول یه کاری باشم حتی شده برای تفریح و ورزش باشه .

از بچه کوچک اصلا خوشم نمیاد مخصوصا وقتی که نوزاده ولی 2 تا 3 ساله که شد دوست دارم چون دیگه اون موقع خوردنیه . همیشه میگم نمیشه بریم یه بچه 3 ساله بیاریم که دیگه از آب و گل در اومده باشه  .

دوست دارم تا اونجا که میتونم به دیگران کمک کنم چه از نظر مالی چه معنوی .

سعی میکنم زحمات پدر و مادر رو تا اونجا که میتونم جبران کنم هر جور که باشه . خیلی هم دوستشون دارم .

همسریم رو هم خیلی دوست دارم البته اونم من رو خیلی دوست داره .

خیلی زود عصبانی و خشن میشم و بزور طرف مقابل میتونه من رو راضی کنه تا لبخندی بزنم .

از مهمونی رفتن خیلی خوشم میاد البته مهمونی دادن رو هم بدم نمیاد البته با خونه فسقلی من مگه چند نفر میشه دعوت کرد و کلی دردسر داره مهمون داری کردن توی خونه کوچیک .

زیاد شوخ طبع نیسم خیلی کم پیش میاد .

دوست ندارم دیگران رو مورد تمسخر قرار بده و دوست ندارم دیگران من رو هم مورد تمسخر قرار بدن  واقعا متنفرم .

دوست دارم علاقه ام و محبتم رو به اطرافیان ابراز کنم ولی نمیتونم همیشه با این مورد حتی توی زندگیم مشکل دارم شاید خجالت میکشم از اینکه بخوام قربون صدقه کسی برم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت 8:16  توسط فائزه  | 

پنج شنبه :

ازمحل کارم قرار بود برم یه جایی که لباسهای شب حراج گذاشته بود میخواستم با همسری برم ولی اون گفت میخواد بره نمایشگاه کتاب  بنابراین با خواهرم رفتم  خدائیش که قیمت لباسهاش مفت بود دو دست پیراهن شب خریدم3D Prom Queen و برگشتیم خونه مامانم تا خواهری رو برسونم و برم خونه آخه همسری میرفت خونه مامانش چون قرار بود ماشین  رو بدیم تعمیر کنند . دیگه تا برسم خونه شد هشت شب انقدر خسته بودم که نگو رفتم خونه مامانش  دیگه شام رو که خوردیم اومدیم خونه .

 

جمعه :

صبح زود از خواب بیدارش کردم تا بره ماشین رو درست کنه  میخواستیم بریم نمایشگاه گل لاله Gardening  توی جاده چالوس دیگه تا حرکت کنیم بریم دنبالم خواهرام شد ظهر و رسیدیم به اول جاده انقدر ترافیک بود که یک ساعتی الاف شدیم انقدر گرسنه بودیم برای همین تصمیم گرفتیم یه جا توی این باغها بریم  و ناهار بخوریم  Picnic Table بعدا راه بیفتیم بریم نشون به نشون که اصلا یادمون نبود که جاده رو روزهای جمعه یکطرفه میکنند  همین که ما خواستیم بریم دیدیم بلههههههههههههههه جاده یکطرفه هست و نمیشه رفت انقدر حالم گرفته شد که نگو گفتیم اگر میدونستیم زودی از باغ بیرون نمی اومدیم حداقل تا شب میموندیم ما که پول داده بودیم بیشتر می شستیم دیگه هیچی کار از کار گذشته بود دیگه برشتیم به سمت تهران توی راه رفتیم یه آیس پکی زدیم Ice Cream 3  و کلی با خواهری و بچه ها و گفتیم و خندیدیم رسیدیم خونه مامانم انقدر سرم درد میکرد رفتم خوابیدم  Dreaming و بعد از یک ساعت بلند شدم خواهرم گفت خوب حالا نوبته منه برم بخوابم دیگه نوبتی میخوابیدم بعد از خوردن شام هم برگشتیم خونه انقدر خسته بودم دلم نمیخواست فرداش بیام سرکار .

شنبه :

اصلا حال و حوصله ندارم   انقدر که خسته ام تصمیم گرفتم که به کلاس هم نرم و برم خونه استراحت کنم بنابراین این تصمیم رو عملی کردیم و رفتیم خونه و یک ساعتی استراحت و بعدش هم کارهای خونه .

نمیدونم چرا انقدر کم حوصله شدم  خیلی هم کم ظرفیت از همه چیز و همه کس زودی ناراحت میشم دلم میخواست میرفتم یه جای دور که هیچکس دستش بهم نرسه  حتی همسری حوصله اون رو هم ندارم . 1  

امروز هم که این گردن رو باند بیچی کردیم خیلی درد میکرد پماد زدم و بستمش ببینمی خوب میشه یا نه ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 9:23  توسط فائزه  | 

 

پ ن : متاسفانه سایت عکسهای آپلود شده بسته شد و عکسها رو نشون نمیده 

 

دوستای گلم قبلا توی یکی از پستهام گفته بودم نمایشگاه گلهای لاله تو کاشانه با عرض شرمندگی باید بگم کیلومتر ۵۲ جاده کرج هست راستش اسم اون دهاتش یادم نیست و مدت این نمایشگاه از ۱ تا ۱۷ اردیبهشت می باشد .

 

 


 

خوب جونم براتون بگه آخر هفته رو چطوری گذروندیم طبق معمول پنج شنبه چون خیلی خسته بودیم به اتفاق همسری رفتیم خونه و یه ناهاری همسری درست کرد و خوردیم Flippy  بعدش هم لالا کردیم Pillow  تا ساعت 6 بعدش بلند شدیم که بریم آقای همسر موهاشون رو کوتاه کنند به اتفاق رفتیم و ایشون موهاشون رو زدن و کلی بهش غر زدم که چرا انقدر کوتاه کردی بهتر بود کچل میکردی دیگه  بگذریم بعدش هم رفتیم خونه مادر همسرجان و شام رو اونجابودیم بعدشم به اتفاق بعد از شام رفتیم پارک و ما هم از اون طرف رفتیم خونمون .

فردا صبح هم زود بیدار شدم رفتم حموم چون میخواستیم بریم خونه مامانم قرار بود عمه هام ناهار بیان اونجا به همسری گفتم قرار بود یه روز بریم بازار گل محلاتی و من برای این گلدون گل بگیرم و گفت خوب امروز میریم و حاضر شدیم و رفتیم به سمت بازار گل Gardening  وای خیلی عالی بود من عاشق گلم دلم نمیخواست از اونجا بیام بیرون رفتیم و دادم گلدونم رو کاکتوس توش کاشتن خیلی قشنگ شد.           

 

 

بعدش رفتیم برای مامانم چند تا بامبو خریدیم و رفتیم خونشون دیگه تا ما برسیم شد ظهر و ناهار رو خوردیم و نشستیم با عمه ها و دختر عمه ها  گپ زدن از همه جا گفتیم قرار بود دختر عمه ام بره دبی براش از همه جاش گفتم کجا بره خرید کدوم جاهای تفریحی رو بره و خلاصه تا عصر خوش گذروندیم دیگه اونا عصر رفتن و ما هم شام رو که خوردیم شبش اومدیم خونه آخه هر وقت صبح از خونه مامانم میخوایم بیایم سرکار خیلی دیر میرسیم چون این همت خراب شده از سر جنت آباد ترافیکه تا خود شریعتی بنابراین رفتیم خونمون .


 

دیشب هم یه مدل غذا درست کردم که آموزش اون رو براتون میزارم :

 

اسنک با قارچ

 

مواد لازم : برای 2 نفر

قارچ 200 گرم

سوسیس : 4 عدد

فلفل دلمه : 1 عدد کوچک

روغن مایع : 1 قاشق غذا خوری

آبلیمو ترش : 1 قاشق چایخوری

پنیر پیتزا : 4 ورقه

نمک و فلفل و آویشن : به میزان دلخواه

نان تست : 8 عدد

 

طرز تهیه : ابتدا قارچ ها را شسته و ورقه  ورقه کرده  بعد سوسیس ها رو هم حلقه حلقه می کنیم و فلفل دلمه هایی رو نگینی خورد می کنیم .  

در یک ظرف کوچک  روغن رو ریخته قارچ و فلفل دلمه ای رو اضافه کرده و آبلیمو رو هم اضافه میکنیم برای اینکه قارچ ها سیاه نشود و تفت میدهیم تا آب قارچ گرفته شود.

 

                  

 و در یک ظرف دیگر سوسیس ها رو تفت میدهیم و یا در ماکروفر به مدت 5 دقیقه گریل می کنیم  .

                    

 

روی نون توتست رو یه ردیف سوسیس میچینیم و از مخلوط قارچ روی اون میریزیم و یه ورق پنیر پیتزا قرار مدهیم   

 

                                                       

و بعد یک عدد نون تست روش میزاریم و داخل ساندویچ میکر قرار می دهیم تا طلائی شود .

خوب حالا غذای ما آماده هستش نوش جونتون دوستای گلم .

 

  
                   

در همین حین یه پودر کیک آماده هم خریده بودم که درست کردم البته این دستور پخت نداره فقط عکسش رو میزارم
   

               

                     
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت 13:12  توسط فائزه  | 

دیشب دو مدل غذا درست کردم خواستم از دستور آشپزی شادی جون ( روی میز آشپزخانه ) سالاد لبنانی رو درست کردم با استیک گوشت خیلی خوشمزه شده بود خوب عکسهاش رو هم میذارم تا فکر نکنید ما کدبانو نیستیم عزیزان من آشپزی خیلی عالیه ولی واقعا فقط هفته ای ۲ بار بیشتر نمیتونم غذا درست کنم بخاطر اینکه بقیه روزها تا ۹ شب کلاس هستم .دیشب ویرم گرفته بود آشپزی کنم آخه هر وقت ویرم میگیره دوست دارم چند مدل درست کنم با یک مدل نمیشه بنابراین تصمیم گرفتم که این کارو انجام بدم و این هم حاصل کار ما ببینید خوبه به پای شادی خانم میرسیم یا نه ؟

خیلی دوست دارم مثل شادی جون منم غذاهای متنوع  درست کنم و بهتون یاد بدم اگر فرصتی بشه حتما این کارو میکنم .

                           

دوست گلم عسل جون خواسته بود دستور استیک با سس قارچ و براش بزارم

البته این مقدار غذا برای دو نفر کافیه :

استیک با سس قارچ و تره فرنگی

مواد لازم :

گوشت راسته گوساله ۴۰۰ گرم که برای هر نفر ۲۰۰ گرم کافیه

نمک و فلفل : به میزان دلخواه

روغن مایع : برای چرب کردن استیک

طرز تهیه : ابتدا گوشت راسته را به قطر ۲ تا ۳ سانتی متر ورقه ورقه کنید و بعد برای اینکه اگر دوست دارید گوشت کاملا مغز پخت بشه با گوشت کوب بیفتک زن روی اون بزنید تا پهن شود بعد روی اون مقداری فلفل و هر ادویه دیگری که دوست دارید به غیر از نمک رو بزنید نمک چون گوشت رو سفت میکنه موقع سرو غذا روش میپاشیم بعد از اینکه ادویه رو زدیم با روغن مایع یا اگر دوست داشته باشید با روغن زیتون دو طرف گوشت رو چرب کنید .

برای طبخش میتونید هم از ماکروفر و هم از تابه چدنی استفاده کنید من این غذا رو توی ماکروفر درست کردم به اینصورت که ورقه های گوشت رو  روی میله فلزی گرد چیدم و سینی فلزی ماکرو و زیرش گذاشتم و داخل ماکرو قراردادم و روی دکمه گریل  برای طبخ استیک گذاشتم به مدت ۲۵ دقیقه در این مدت که داخل ماکروفر هست بهتره نگاهی بهش بندازید و اگر دیدید روی اون پخته شده و برگردونید طرف دیگرش رو بزارید و دوستانی هم که ماکروفر ندارند میتونند توی ماهی تابه چدنی مقدار خیلی کمی روغن بریزند و هر ورق استیک رو تک به تک داخل ماهی تابه قرار بدهند چون اگر همه رو باهم بزارید گوشت آب میندازه و خوب نمیشه بهتره که یکی یکی این کار رو انجام بدید یا اگر یه طرف گوشت کاملا طلایی شد و برگردونید میتونید یک تیکه دیگه از گوشت را همراش قرار بدید  در اینصورت مشکلی نداره .

میتونید در کنار این غذا انواع سبزیجات به دلخواه هویج و سیب زمینی و ......... به صورت پخته استفاده کنید .

طرز تهیه سس قارچ :

مواد لازم :

قارچ : ۴ عدد بزرگ

تره فرنگی : یه دسته

نمک و فلفل و آویشن : به میزان دلخواه

شیر : ا لیوان

آرد : ۲ ق غ

کره یا روغن زیتون : ۲۵ گ

طرز تهیه : ابتدا قارچ و تره فرنگی رو  ریز خرد کرده و داخل یک قالبمه کوچک روغن یا کره رو میریزم و قارچ و تره فرنگی رو تفت میدهیم تا آبش تبخیر شود . بعد آرد رو با شیر سرد مخلوط کرده و داخل قابلمه ریخته و روی گاز قرار میدهیم انقدر هم می زنیم تا مایه نسبتا سفت به صورت فرنی در بیاد و نمک و فلفل و ادویه رو داخلش میریزم در همین حین که سفت میشد قارچ و تره فرنگی رو داخلش میریزم و دائم هم میزنیم تا ته نگیرد چون اگر هم نزنیم مواد ته نشین شده و سفت میشود بعد از اینکه دیدید به اون مقدار که دوست دارید سفت شده خاموش میکنید و میتونید اون رو همراه استیک خود سرو کنید .

این سس خیلی خوشمزه میشه میتونید با خیلی از غذاها سرو کنید .

امیدورام که مورد پسندتون باشه دوستای گلم .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 9:19  توسط فائزه  | 

بقیه عکسهای مسافرت

ماسوله

ماسوله

نمک آبرود


خوب امروز زیاد حوصله ندارم بنویسم اما براتون یه سری جک مینویسم حالشو ببرید .

یه ضرب المثل رشتی میگه: رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!! تو نمیدونی واسه چی زدی...اما اون میدونه چرا خورده big grin

 مراسم ختم لره بلندگو ميگه : مرحوم وصيت کرده ، سياه نپوشين . يکي داد ميزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش مي پوشيم time out - New!

تركه ميره عروسي مي بينه رو سر عروس پنج هزاري و تراول مي ريزن ، واسه اين كه كم نياره عابر بانكشو در مياره مي كشه وسط سينه ي عروس money eyesrolling on the floor

رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودی rolling on the floor

ترکه را آدمخورا ميگيرندش، رئيس شون ميگه: اين رو پوستش رو بکنيد تا ازش قايق درست کنيم.ترکه چاقو را بر ميداره و چند بار فرو ميکنه توي شکمش. ازش ميپرسن چرا همچين کردي؟ ميگه: قايقتون رو سوراخ کردم!!!

بسيجيه ميره لاس وگاس ، زنگ ميزنه به خانمش ميگه : فکر کنم شهيد شدم ؟! خانمش ميگه چرا؟ ميگه : آخه اينجا بهشته

ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش ميگن اين عکسه چيه؟ ترکه ميگه: اين عکس جواني هاي بابام هست تو يوونتوس بازي ميکرده



 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/03ساعت 15:6  توسط فائزه  | 

 

خوب خدا رو شکر مهمونیم هم به خوبی گذشت  خیلی خوش گذشت عالی بود کلی با خانواده خودم و خانواده عمه ام گفتیم و خندیدیم بیچاره مامانمی نا هروقت که میخوان بیان خونه من آخه انقدر دیر به دیر میان به دخترشون سر میزنن که همیشه آدرس رو گم می کنند بعدشم چون سمت شرق تهران رو دارن طرحهای عمرانی کار می کنند Construction Worker  خیلی بهم ریختن برای همین از اون آدرس همیشگی نتونستن بیان ولی خوشبختانه عمه ام چون آدرس کروکی بهش داده بودم سر راست اومدن در هر صورت ساعت ۸ شب که رسیدن .

  شام هم که همه اون غذاهایی که گفته بودم رو به غیر از سوپ درست کردم Weekend BBQ  ولی خوشبختانه خواهرم اومد کمکم درسته که همه کارهام رو کرده بودم ولی خیلی کمکم کرد برای درست کردن بقیه غذاها .

کادوهم که پسر عمه با خانمش چون اولین بار بود میومدن خونم یه سبد میوه خوری حصیری خیلی خوشگل آوردن و عمه هم یه دست گل خیلی خوشگل که یادم رفت عکسش رو بزارم حتما میارم و به اینجا لینک میکنم .

همیشه به مامانم میگم برنج درست نکنم میگه نه یه خورده هم شده درست کن میگم بابا هیچکس نمیخوره نشون به اون نشون که همش موند البته فردا ناهارش باهاش خورشت قیمه درست کردم و دادم بهشون خوردنBrewing بازم کلی غذا موند که فعلا هر شب که میام خونه از فرت خستگی همون ها روداغ میکنم و میخوریم .

جمعه هم که مامانی نا اونجا بودن و تا عصر و عصرش هم رفتن یه سر خونه مادر شوهرم چون عید دیدنی نرفته بودن و رفتیم اونجا و اونا از اونجا رفتن خونشون و ما موندیم و قرار شد بریم سمت امام زاده صالح پدر شوهرم همش میگفت اون سمت ترافیک نریم و ما میگفتیم نه میخوایم بریم تجریش یه چرخی بزنیم و زیارت کنیم خلاصه اینکه به زور بردیمش و رفتیم زیارت کردیم  و شام رو هم بیرون خوردیم هوا انقدر سرد بود که من داشتم یخ میزدم     خیلی باد میومد برای همین دیگه زیاد پیاده روی نکردیم و اومدیم سوار ماشین شدیم و رفتیم برای شام خوردن و دیگه تا رسیدیم خونه ساعت ۱۲ و نیم بود منم که انقدر خسته بودم نفهمیدم چطوری خوابم برد .  

به قول یکی از دوستام که میگفت من هر وقت مهمون دارم بعدش تموم بدنم درد میگیره خداییش منم همینجوری شده بودم به زور قرص خودم رو نگه داشتم .


در کل آخر هفته خوبی بود به من که اون همه کار هم کرده بودم خیلی خوش گذشت   دوست دارم بیشتر مهمون داشته باشم ولی واقعا نمیشه   چون از اول هفته تا آخر هفته سرکار هستیم و فقط آخر هفته ها میتونیم مهمون داشته باشیم   در حال حاضر همه عمه ها و خاله هام تصمیم دارن بیان خونمون آخه توی این چند ساله اصلا نیامدن حتی بازدید عیدمون رو هم پس بدن برای همین امسال همشون گفتن میان ولی کی خدا داند .


برای الهه خانم ( جون جون ) خواسته بود عکس بزارم منم براش آوردم و گذاشتم یکسری از عکسها مربوط میشه به مسافرت عیدم که تازه به دستم رسیده و اونا رو هم گذاشتم .

گل عمه جان

سبد پسر عمه

اتاق خوابم

بقیه عکس ها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01ساعت 9:44  توسط فائزه  |