|
|
|
|
|
بالاخره از کلاس رفتن در رفتم خیلی کیف میده که نری کلاسو بعدش بری خونه مامانت با آقای همسر تماس گرفتم و گفتم نمیرم کلاس اصلا حوصله ندارم موافقی بریم خونه مامانم هی میگفت نه برو کلاست عقب میمونی منم میگفتم نه من تا حالا غیبت نکردم اولیشه بعدش موافقت کرد و رفتیم اونجا .
میخواستم برای اتاق بچه خواهرم فرش بخرم دیشب بالاخره موفق شدیم و رفتیم یه فرش خیلی خوشگل که رنگهای صورتی و بنفش داشت براش خریدم بعدش مامانم گفت امشب براش ببر خوشحال میشه گفتم باشه اول بریم خونه شام بخوریم بعد رفتیمو بعدش زنگ زدم به خواهرم گفت هستی بیداره منتظر شماست .
رفتیم اونجا وای نگو انقدر ذوق کرده بود که وقتی اومد تو راه پله سلام کنه بجای اینکه اسم شوشو رو مهدی صدا کنه گفت سلام عمو داود !
ما رو میگی انقدر خندیدیم که نگو آخه دختر خالم و شوهرش که اسمش داود اونجا بودند بچه بخاطر همین حول شده بود .
میخوام یک سری از مدلهای دختر خانم ها رو بزارم بگید شما جزو کدوم د سته هستید .
۱.مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بین این همه مدلای عجیب و غریب یه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اینکه مد روز وتحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن.
۲.مدل نازنازی:این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا ۵۰ سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل
۳.مدل اجتماعی:این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!
۴.مدل مرد ذلیل:این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن
۵.مدل مامانم اینا:این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.
۶.مدل ضد پسر:این مدل یه جورایی همکارمنن همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن
۷.مدل خرخون:این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن
۸.مدل روشنفکر:این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و …
۹.مدل سرگردون:خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه |
||
|
|
|
|
|
امروز یه خورده حالم خوب نیست اگر میتونستم امروز رو مرخصی میگرفتم و استراحت میکردم ولی نمیشه چون شنبه رو میخوام مرخصی بگیرم قراره پنج شنبه راه بیفتیم بریم تبریز و شنبه برگردیم آخه بله برون پسرخاله آقای همسره و هم اینکه شب یلدا رو میخوایم با خانواده همسر اونجا باشیم ببینیم مراسم تبریزی ها چطوری . خلاصه اینکه امروز زیاد حال نوشتن ندارم براتون یه چند تا لطیفه میزارم حالشو ببرید تركه سرطان میگیره هركی میاد خونش میگه من ایدز دارم زنش میگه مرد چرا دروغ میگی .میگه میخوام بعد از مرگم كسی بات ازدواج نكنه!! ترکه ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش ميپرسه کتاب چطور بود؟ ترکه ميگه : شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت! کتابدار ميگه: اهه، دفتر تلفن من دست تو چيکار ميکنه؟ يک رشتي با خانمش سوار خط واحد ميشن بعد که مي خواستن پياده شوند شوهرش داد ميزند ميگه زن جان من از جلو دادم تو از عقب ندي (بالهجه رشتي) لره ميره طوطي سخنگو بخره، فروشنده بهش يه جغد ميده، بعد از يه مدت دوستاي لره بهش ميگن: ياد گرفته حرف بزنه يا نه؟ لره ميگه: هنوز نه ولي خيلي توجه ميكنه غضنفر میفته داخل چاه داد میزنه کمک یه نفر طناب میندازه پایین غضنفر رو میکشه بالا میبینه مرده بعدا معلوم میشه طناب رو بسته دور گردنش غضنٿر مي گن کي ادم ميشي؟ميگه من اهل اين قرتي بازي ها نيستم ارتباط آهنگ های جدید با احکام: ۱) خوشگلا باید برقصن : امربه معروف ، ۲) ای قشنگترازپریا ، تنها تو کوچه نریا : نهی از منکر، ۳) یه ماچ داد و دمش گرم : اکرام ایتام ، ۴) نمره ۲۰ کلاسو نمی خوام : ایثار روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا اصفهانيه سربازي ميره وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در هستند ميزنه زير گريه وميگه من طاقت دارم بگين چي شده باباش ميگه كره خر چرا ريش تراشوبا خودت برده بودي ترکه مي گن بيا اينجا به انگليسي چي مي شه ؟ ميگه : کام هير. ميگن حالا برو اونجا به انگليسي چي ميشه ؟ ميگه: ميرم اونجا ميگم کام هير. . . !!!! از همه دوستان که اهل هر جا که باشند عذرخواهی میکنم اصلا منظور خاصی نداشتم خوب بالاخره جک دیگه کاریش نمیشه کرد . |
||
|
|
|
|
|
اینم خصوصیاتی که من دوست داشتم همسرداشته باشه:
مشورت کردن ( بیشتر اوقات سعی کردیم در مورد هر مسئله ای مشورت کنیم ولی این رو هم بگم بعضی وقتا اون بدون مشورت با من خیلی کارها رو میکنه که واقعا" از دستش عصبانی میشم )
قول ایستادن ( چی بگم والا من از بدقولی خیلی بدم میاد ولی این آقای ما آخر بدقولی یه وقت فکر نکنین که میزنه زیر قولشو نه حواس پرته ولی سعی میکنه بعدا" جبران کنه )
گل بخره برام ( وای این یکی رو انقدر گفتم که زبونم خار در آورده من عاشق گلم بعضی وقتها میشه که خودم برای خودم گل میخرم و کلی خودمو تحویل میگیرم ولی از حق نگذریم معمولا اگر مناسبتی باشه یه شاخه گل رو میخره )
همکاری در امور منزل ( خداییش خیلی کمک میکنه ولی بعضی اوقات که واقعا احتیاج دارم کمک دستم باشه آقا فرار را بر قرار ترجیح میده مخصوصا مواقعی که من کلی مهمون دارم میره پیش مهمونا میشینه نمیگه خانومی کار داره نداره چی بگم دیگه )
رفیق باز نباشه (اوائل عروسیم چرا کلی دوست و رفیق داشت ولی الان همشون به غیر از 2 تا 3 نفرشون که اونم اگر تلفنی وقت کنند صحبت کنند . من از مردهایی که رفیق باز هستند خیلی بدم میاد )
تو مهمونی ها یادش نره زن داره ( خوشبختانه این یه مورد کمتر فراموش میشه معمولا دوست داره تو مهمونی ها من کنارش باشم )
اهل سورپرایز باشه ( آخ نگو اصلا و ابدا اینجور کار ها رو بلد نیست هر چه قدر هم تو گوشش میخونم اصلا فایده نداره ولی من خیلی اوقات سورپرایزش میکنم )
دست و دلباز باشه و حساب یه قرون دوزار نکنه ( خیلی اقتصادی فکر میکن الکی پول خرج نمیکنه نه میشه گفت خسیسه نه دست و دلباز ولی به موقعش خوب برام خرج میکنه )
مناسبتهای زندگی رو فراموش نکنه( والا معمولا فراموش میکنه ولی من همیشه از چند روز قبلش هی گوشزد میکنم که فلان مناسبته چیکار میکنی چی برام میخری ولی اون مثل همیشه هی چی میزاره چند روز بعد از اون مناسبت کادوش رو میخره منم دیگه قبول نمی کنم
به حلال بودن درآمدش خیلی اهمیت بده (هر دومون خیلی اهمیت میدیم )
دائم بهم بگم دوستم داره (از موقعی که میاد تو خونه هی منو ماچ میکنه میگه انقدر که من تو رو دوست دارم تو هم منو دوست داری من بهش ضد حال میزنم میگم نه اصلا" )
خانواده دوست باشه ( خدا رو شکر این یکی رو هست ولی بیش از اندازه مامان جونش رو دوست داره که خیلی وقتها سر همین مورد باهاش بحث میکردم
سیگاری نباشه(نیست – خوشبختانه هر دومون از دود و دم خیلی بدمون میاد . خدا رو شکر )
بد غذا باشه و وقتی میاد خونه اگه غذا مورد علاقه اش نباشه یا دیر حاضر بشه یه عربده بکشه و با لقد بزنه زیر قابلمه بعدشم بره سر کوچه یه چلو کوبیده بزنه تو رگ .( اصلاْ اینجوری نیست و هر چی که باشه میخوره . تازه وقتی میاد خودش میره براخودش چایی میریزه ، میوه میاره خلاصه اینکه به شکمش بد نمیگزره همیشه میگه شانس آوردی دست پختت خوبه وگرنه ....... منم که از زبونم کم نمیارم و بهش میگم خوب از فردا نشونت میدم دیگه برات غذا درست نمی کنم تا قدر منو بیشتر بدونی )
وای وقتی هم که بهش میگی برو تو آشپزخونه یه غذایی آماده کن دیگه نگو همه چی رو بهم میریزه که خودم پشیمون میشم میگم بیا بشین خودم میرم آماده میکنم .
ولی خداییش خیلی همسر خوبیه خیلی دلسوز و مهربون خداییش تو این دوره زمونه همچین شوهری کم پیدا میشه ولی بعضی اوقات واقعا کفر منو در میاره هر وقت باهاش قهر میکنم میرم خونه مامانم و مامانم میگه : دختر شوهر به این خوبی سالمی دیگه چی میخوای هی ادا و اطوار در میاری . نمی دونم چرا همش از اون دفاع میکنند اونم که زودی خوشحال میشه |
||
|
|
|
|
|
وای امروز چه هوایی شده دیروز ماشین دست من بود چون مهدی میخواست بره کلاس از طرف شرکت و ماشین رو داد به من دیشب توی راه خونه نمی دونم این ماشین چی شده بود چند دفعه وسط خیابان خاموش شد حسابی اعصابم رو خراب کرده بود دیشب تا رسیدم خونه رفتم حموم وای خیلی حال داد آقای خونه شنبه ها میره فوتبال خلاصه وقتی از فوتبال میاد انقدر خسته است که شام رو که میخوره سریع ولو میشه امروز هم باید برم کلاس زبان نمیدونم چرا انقدر کم حوصله شدم خیلی سخته برام بعدازظهر ها بعد از کار برم سر کلاس بشینم خوب دیگه برم باید بشینم برای بعدازظهر تمرین های زبانم رو حل کنم |
||
|
|
|
|
|
امروز حالم خیلی خوبه بالاخره بعد از چند روز دیشب تونستم حرف دلم رو تا حدودیش رو به آقای خونه بگم خیلی خوبه آدم بتونه حرف دلش رو بزن و خالی بشه
دیشب اومد دم کلاس زبان دنبالم و دوتایی با هم شام رو رفتیم بیرون خوردیم میخوام از ماه تولد خودم و آقای خونه مطالبی رو بزارم باید جالب باشه شهریور شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه,در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور میدانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء:خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات .چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند.روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند. آذر در اوستا آتر ,آثر,در پارسی باستان آتر,در پهلوی آتر,و در فارسی آذر می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است.آریائیان(هندوان و ایزدان)بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت میدادند.ایزد آذر نزد هندوان ,آگنی خولنده شده و در ((ودا)) (کتاب کهن و مقدس هندوان)از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار می گیرد.
راستی میخوام بدونم این درسته که باید زوجهایی که میخوان باهم ازدواج کنند باید طالع اونها با هم یکی باشه یا نه اینا خرافاتی بیش نیست
|
||
|
|
|
|
|
خوب از دیشب بگم بالاخره دیروز حقوق گرفتم و بعد از سرکار رفتم به سمت خیابان گاندی تا یه پارچه خوب بخرم مامانم برام یه مدل مانتوی زمستونی بدوزه ولی بگم از قیمت ها انقدر گرون بود که پشیمون شدم و ترسیدم خرید کنم شاید اون مدلی که میخوام خوب از آب در نیاد برای همین تصمیم گرفتم با خودش بیام تا لااقل اون پارچه ای که مناسب هست رو بخرم
از امروز هم دوباره کلاس زبانم ترم جدیدش شروع میشه خوب یک سری عکس جالب مخوام بزارم که کوچکترینهای دنیاست خیلی جالبه |
||
|
|
|
|
|
امروز میخوام عشقولانه باشه حال کنید عاشقانه ترین عبارات
مردم در همه جای دنیا عاشق می شوند، از عشق دست می کشند یا در عذاب عشقند. عبارات عاشقانه به شما کمک می کند تا عمیق ترین افکار و احساساتتان را در زمانهایی که کلمات به راحتی بر زبانتان جاری نمی شوند، ابراز کنید. در اینگونه مواقع علیرغم تمام تلاشتان برای پیدا کردن کلمات و جملات، هیچ کلمه ای به ذهنتان نمی رسد. |
||
|
|
|
|
|
دیشب به مهدی گفتم فردا می خوام برم خرید کنم گفت چی میخوای بخری و با کی میخوای بری و...... من نمی دونم این مردا چقدر آدم رو سوال پیچ میکنند خداکنه امروز حقوق هارو بدن تا عصر برم خرید کنم و این آقای خانه رو حالش رو بگیرم فکر نکن اگه ماشین نمیده من هم نمیرم من که مثل اون تنبل نیستم امروز تو شرکت اصلا حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم فقط ایمیلهام رو چک کردم یه سری تو این سایت و اون سایت زدم که خسته شدم دیشب واقعا خسته شدم آخه لب تاپ برادر شوهرم رو قرار بود ویندوزش رو عوض کنم آخه تا حالا برای لب تاپ این کارور نکرده بودم مخصوصا اینکه ویندوزش ویستا بود و میخواستم ایکس پی بشه خلاصه با هزار مکافات تونستم اون رو درست کنم ولی آخه کی که قدر آدم رو بدونه و بخواد قدر دانی کنه والا دست من هم نمک نداره |
||
|
|
|
|
|
خوب بالاخره حوسلش رو پیدا کردم تا دوباره بنویسم هفته گذشته واقعا خسته شدم چون هم مامانم و هم خواهرم اسباب کشی داشتند و هر شب می رفتم اونجا و دست از پا درازتر برمیگشتم و دوباره فرداش می رفتم بخاطر این بارون نمی تونستیم اسباب ببریم همش تیکه تیکه با ماشین وسیله می بردیم ولی خونه خیلی خوشگلی گرفتن خیلی خوشم اومده خیلی دلم می خواد ما هم خونمون رو عوض کنیم و یه خورده بزرگترش کنیم ولی نه بزرگی خانه مامانم پنج شنبه از طرف شرکت مهدی ( همسرم ) رفتم به یه باغ خیلی قشنگ اول جاده چالوس همه کارکنان شرکت رو دعوت کرده بودند تا ازشون قدردانی کنند خلاصه بیشتر همکارانش رو دیدم اتفاقا ارکس هم آورده بودن آدم دلش می خواست بلند بشه خلاصه خیلی خوب بود ولی آخرش چه بارونی گرفت که نمیشد اونجا واستی و از همونجا من سرماخوردم دیشب هم سر راهم به خانه همیشه زیر پل سیدخندان گل می فروشند دوتا دسته گل خوشگل خریدم آخه من خیل گل دوست دارم هر وقت ببینم گل خوشگلی داشته باشه می خرم . بعدش رفتم دکتر کلی دارو و آمپول دادم که بزنم ولی خیلی خوب شد که رفتم اگر نمی رفتم بدتر می شدم و اومدم خونه و براخودم سوپ و شلغم و آبمیوه آماده کردم تا حالم بهتر بشه خدارو شکر حالم خیلی بهتره . |
||